حسن الحسيني النجفي القوچاني ( آقا نجفى قوچانى )
19
شرح دعاى صباح ( فارسى )
است - صلوة الله عليهم اجمعين - كه باعث هدايت خلقند به شاهراه هدايت « وَ بِالنَّجّمِ هُمْ يَهْتَدوُن » « 1 » و معلوم شد سرّ إنّ الأرض تقوم على الحوت . چو با اين ترتيب برج حوت حضرت حجّة است عجّل اللّه فرجه . و شعشع ضياء الشّمس بنور تأجّجه . عطف است بر دلع ، شعشع به معنى كشيدن و دراز نمودن است ، ضياء ، خطهاى شعاعيّهاى است كه از شمس محسوس شود ، بنور ، با از براى مصاحبت است و نور باطن ضوء است و ضوء قشر او است ، چو اگر ضوء به جسم صيقلى افتد ، از او نور منعكس شود ، قال : « وَ جَعَلَ الشَّمْسَ ضِياءً ، و الْقَمَرَ نُوراً » « 2 » و اضافهء نور به تأجّج به تقدير من است و تأجّج به معنى شعلهزدن آتش است و ضمير راجع به ضياء است و در شمس كه تشبيه شده است ، به چراغ استعاره بالكنايه است . « وَ جَعَلْنَا سِراجاً وَهّاجاً » [ 1 ] و اثبات شعله از براى ضوء او تخييليّه « 3 » است . ظهر : يعنى كشيد و طويل ساخت خطوط شعاعيّهء شمس را با نورى كه حاصل از شعلهء آن ضياء است حتّى رسيد از آسمان چهارم به همهء آسمانها و ستارهها و بقاع ارض با آنكه چندين هزار ساله راه به پريدن طير است به هشت ثانيه چنان كه بعضى از اهل هيئت مقدار رسيدن ضوء را به زمين به اين اندازه تعيين نمودهاند . و تخصيص داد شمس را به ذكر ، بعد از ذكر فلك از ساير كواكب چو او نيّر اعظم و قلب عالم و سيّد كواكب و آيهء نور خداست و مميّز ليل و نهار و مربّى عالم سفلى است و در مقام تمجيد حق به قدرت كامله ذكر او اولى از ساير اجزاء و كواكب بود . بطن : يعنى و آنچنان كسى كه كشيد و تنزّل ساخت ضياء شمس نبوّت را با آن نورى
--> [ 1 ] نبأ - 13 : در آيهء شريفه كلمهء « الشّمس » نيامده است ، معنى آيه : و چراغى روشن و حرارت بخش آفريديم ، كه منظور شمس است . ( 1 ) نحل - 16 : و ( نيز ) علاماتى قرار داد و ( شب هنگام ) آنها به وسيلهء ستارگان هدايت مىشوند . ( 2 ) يونس - 5 : خداوند خورشيد را روشنايى و ماه را نور قرار داد . ( 3 ) به پاورقى شمارهء 14 صفحهء 2 مراجعه كنيد .